X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390
توسط: sina

بابای غضنفر

به غضنفر گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست!
 گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!……
 گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت……
گفت: منظورتون را نمی فهمم!!!…..
 گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت……
گفت:بازم نفهمیدم!……
. گفتند:ای بابا…بابات رخت از این دنیا بربست.بازم نفهمید!……
آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله…بابای خرت! مرد…….
گفت: خر ما که بابا نداشت!……خودش یکی بود

نظرات (4)
هستی
دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 12:30 ب.ظ
بهترین گزینه گور به گور شدن بود بعدشم اخه آدم با عزادار اینجوری حرف میزنه تو که زبونشو میفهمیدی چرا یاری نکردی
پاسخ:
خوب چکار میشه کزد
من کلن زبونه شما رو نمیفهمم
امتیاز: 0 0
هستی
دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 05:41 ب.ظ
تفاهم که نداریم دیگه به هم نمیرسیم
پاسخ:
تفاهم دارش میکنم
تو نگرانه اون نباش
امتیاز: 0 0
هستی
سه‌شنبه 15 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 12:00 ق.ظ
نمیشه اسمتم باید بکنی سعید وگرنه تفاهم بی تفاهم
پاسخ:
اگه دوش داری تو سعید صدام کن
اینم از این
دیگه حرفی نیست
مبارکه
امتیاز: 0 0
هستی
یکشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 12:14 ب.ظ
وای چه رمانتیک سعیدو هستی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد